پرهامپرهام، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 3 روز سن دارد

پرهام گمپ گل مامان و بابا

خوابیدن عجیب

عزیز مامان جدیدا موقعی که خواب هستی  دستو تکون میدی ازخواب بیدارمیشی منم دستاتو میکنم تو شلوارت تا نتونی تکونشون بدی اینجوری!!!!!!!!!!!!!!!!      و توهیچ وقت حاظرنبودی پستونک بخوری وازاونجایی که من خیلی دوست میداشتم.گذاشتم توی دهانت و ازعزیزم عکس گرفتم ...
14 بهمن 1391

آقا

نفس مامان امروز چهل روزه شدی تو میتونی ازته گلو صدا دربیاری و بگی آقا الهی من قربون پسرم برم که داره روز به روز بزرگ میشه         ...
10 بهمن 1391

تولد

عزیز خوشتلم امروز تولد مامانی هست و تو برام یک جفت جوراب خریدی الهی قربونش برم که هدیش هم مثل خودش کوچیکه     ...
3 بهمن 1391

اربعین

جیگرمامان امروز روزاربعین امام حسین (ع)هست وهمه خونه باباجون جمع شدن و توهم ١٤روزه شدی       دستای کپلش لپ کپلش این عکسو خاله فاطمه وخاله سارا از عزیزم گرفتن  ...
14 دی 1391

عزیزدلم

پرهام جونم وجودت شادی بخش زندگیمان هست میدونستی توهمیشه خیلی خوش مزه میخوابی وآدم ازنگاه کردنت سیر نمیشه؟        بابایی همش دوربین به دست هست وشکارلحظه هامیکنه             ...
10 دی 1391

واکسن

عزیزخوشگل مامان امروز به همراه مامان جون و بابایی رفتی واکسن بدو تولدت زدی توخیلی خوشخواب هستی همش خوابی با وجوداینکه واکسن زدی بازم شب تا صبح خوابیدی و مامان اذیت نکردی   اینم بابایی عاشقتووووونم ...
2 دی 1391

شب یلدا

  دنیادرطولانیترین شب سال پنجشنبه 30آذر91 ساعت22/30صدای گریه ات راشنید که به شکرانه این روز عزیزپیشانیم رابرخاک میگذارم وخدا راسپاس میگویم که چون تویی راآفریدـ چه خوب شدکه به دنیاآمدی وچه خوبترشدکه تمام دنیای ما شدی کوچولوی ما با وزن چهار کیلو و قد پنجاه و یک سانتیمتر به دنیا اومد کوچولوی نازم پرهامم عاشقتم مامان ریحانه میمیره برات   ...
8 خرداد 1393